عبد المحمد آيتى

300

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

داده بودند به نزد پدر رسيدند و بارگاه او را در كوك‌سراى برافراشتند . روز چهارم جنگ درگرفت لشكريان ترك سلطان در اين روز مردانگىها نمودند و گروهى از مغولان را كشتند و يا اسير كردند . شب هنگام دو لشكر از هم جدا شدند و روز ديگر چنگيز خان به تن خويش كار فتح شهر را به عهده گرفت . چون مدافعان را قدرت مقاومت نماند ، شيخ الاسلام و دانشمندان و دستاربندان به تضرع نزد او آمدند و تقاضاى عفو كردند . نيمروز دروازهء نمازگاه بگشادند و لشكر مغول چون مواد فاسد در اجزاى شهر روان شد و به تخريب كه عادت مادر آورد ايشان است مشغول شدند . بارو را خراب كردند و روز ديگر باروى ديگر را بگردانيدند و اهالى را از زن و مرد با ناله و خروش بيرون راندند . پس روى بحصار آوردند . البر خان با هزار تن از حصار بيرون جست و خود را بر لشكر مغول زد و پس از آنكه گروه زيادى را بقتل آورد بگريخت و به سلطان پيوست . لشكر مغول قلعه را خراب كردند و بزرگان و خواص را چون بر سماس خان « 1 » و بغاير خان « 2 » و الاغ خان با بيست و پنج تن از اعيان ارا با ساير قنقليان كه شمارهء ايشان سى هزار نفر بود كشته شدند . آنگاه زندگان را شمار كردند و سى هزار جهت سياهى لشكر برگزيده شد و بقايا را با گرفتن دويست هزار دينار از اغنيا بجان ببخشيدند . ذكر خوارزم نام خوارزم ، جرجانيه است چنگيز خان خواست به تن خويش از پى سلطان رود و سراسر خراسان را از دشمن پاك سازد . جغاتاى و اوكتاى را با لشكر متوجه خوارزم كرد . جوجى نيز از جانب جند مدد فرستاد . حاكم خوارزم ، خمارتگين بود . اهالى شهر آباد و پرسكنهء خوارزم غافل از هر حادثه ناگاه مشاهده كردند كه طايفهء مغولان از دروازه رمهء اسبانشان را راندند . جمعى از جوانان كوته‌نظر و اوباش سوار و پياده از پى ايشان به راه افتادند . كم‌كم عوام زورآور شدند تا گروه زيادى گرد آمد . مردم به باغ خرم رسيدند . [ 568 ] ناگاه مغولان از كمينگاه بدر آمدند و شهريان را كشتار كردند در آن روز سى هزار نفر مرد به درجه شهادت رسيدند . روز ديگر

--> ( 1 ) - جهانگشاى : شماس خان . ( 2 ) - جهانگشاى : تغا خان